|
|
شادی غم دنيا نخواهد يافت پايان خوشا در بر رخ شاديگشايان
خوشا دلهاي خوش، جانهاي خرسند خوشا نيروي هستيزاي لبخند
خوشا لبخند شاديآفرينان كه شادي رويد از لبخند اينان
نميداني- دريغا- چيست شادي كه ميگويي: به گيتي نيست شادي
نه شادي از هوا بارد چو باران كه جامي پر كني از جويباران
نه شادي را به دكان ميفروشند كه سيل مشتري بر آن بجوشند
چه خوش فرمود آن پير خردمند وزين خوشتر نباشد در جهان پند
اگر خونين دلي از جور ايام « لب خندان بياور چون لب جام»
به پيش اهل دل گنجيست شادي كه دستاورد بيرنجي ست شادي
به آن كس ميدهد اين گنج گوهر كه پيش آرد دلي لبخندپرور
به آن كس ميرسد زين گنج بسيار كه باشد شادماني را سزاوار
نه از اين جفت و از آن طاق يابي كه شادي را به استحقاق يابي
جهان در بر رخ انسان نبندد به روي هر كه خندان است خندد
چو گل هرجا كه لبخند آفريني به هر سو رو كني لبخند بيني
چه اشكت همنفس باشد، چه لبخند ز عمرت لحظه لحظه ميربايند
گذشت لحظه را آسان نگيري چو پايان يافت پايان ميپذيري
مشو در پيچ و تاب رنج و غم گم
به هر حالت تبسم كن، تبسم! فریدون مشیری به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلباش چی میشه
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند . خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisible بروم خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند. خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را install كرده است خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت به من پیغام line busy نمی دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تلفنش همیشه آنتن می دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه شماره اش همیشه در شبكه موجود است خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response نمی دهد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه من را برای خودم می خواهد، نه خودش خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه …. خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم خدا را دوست دارم به خاطر اینكه از من می پذیرد كه بگویم : خدا را دوست دارم به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلباش چی میشه
به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلباش چی میشه
سلام به همه ی شما عزیزان عید نوروز رو بهتون تبریک میگم انشاالله سالی پر از خیر و برکت داشته باشید یا مقلب القلوب و الابصار پرده افکن حجاب دل بردار در ریا و تقلب و تقلید دل و دین دادهایم بر سر دار چشم ما را بصیر و روشن کن سبزه بر دل بزن به فصل بهار در تعمق به روز و شب باشیم یا مدبراللیل و النهار در تحول جهان سراسر نور کائناتت مدام از پی یار یا محول الحول و الاحوال بیش از این چشم دل به ره مگذار ما بلاجو و منتظر باشیم جز به این بهر ما نباشد کار حول حالنا الی احسن الحال جز به عشقت همه کنیم انکار در تحول شرر فکن بر جان چشم ما شد به روی او بیمار در تدبر نما همه عاشق تا قلوب از خدا شود سرشار حال ما را تحولی باید تا ز خواب جهالت هُش و بیدار احسن الحال می شود بر ما تا رسد گاه وصل آن دلدار سالیان خواندهایم آیة عید آیههای بشارت و انذار بهر ما خوان تو آیه وصلت تا که گردون ما شود به مدار ... ولی بريمنژاد به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلباش چی میشه
*آیین چهارشنبه سوری* ![]() سرخي تو از من، زردي من از تو دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتي و پژوهشگر در آداب و سنن
ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوري هيچ ارتباطي با ايران باستان و زرتشتيان
ندارد و شکل گيري اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران
ميداند.
باشگاه جواني برنا/فاطمه قره داغي- يکي از آئين هاي سالانه ايرانيان چهارشنبه سوري است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدي را با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز ميروند. چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار ميشود.مردم در اين روز براي دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمي را برگزار ميکنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز ميگردد. سرخي تو از من، زردي من از تو
مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت ميگيرد، براي مراسم در گوشه و کنار کوي و برزن نيز بچه ها آتش هاي بزرگ ميافروزند و از روي آن ميپرند و ترانه (سرخی تو از من، زردي من از تو ) ميخوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوري برگرفته از آئين هاي کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقي بازماندگان اقوام آريائي رواج دارد. اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتي و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوري هيچ ارتباطي با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيري اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران ميداند. در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، ناميويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه اي را جشن بگيريم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گوياي اين هست که چهارشنبه سوري بعد از اسلام در ايران مرسوم شد. "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوري بازمانده آن آتش افروزي روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد براي اينکه اين سنت از بين نرود، نحسي چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوري." بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن است.شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است. "سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است. مراسم چهارشنبه سوري يک نوع بوته افروزي در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه ميكنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع ميشوند و بوته ها را آتش ميزنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته ميپرند، تا ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي ميخوانند. "زردي من از تو، سرخي تو از من " "غم برو شادي بيا، محنت برو روزي بيا " "اي شب چهارشنبه، اي كليه جاردنده، بده مراد بنده " خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و ييماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش ميدهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل ميکنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من" هرخانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع ميكند و آن را از خانه بيرون ميبرد و در سر چهار راه، يا در آب روان ميريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را ميكوبد و به ساكنان خانه ميگويد كه از عروسي ميآيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است. در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش ميگشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود ميبرد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار ميپالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك ميسازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان ميريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد. مراسم كوزه شكني مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمينمك به علامت شور چشمي، و يك سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مياندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود ميچرخاند و آخرين نفر، كوزه را بر سر بام خانه ميبرد و آن را به كوچه پرتاب ميكند و ميگويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور ميكنند. همچنين گفته مي شود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مي شد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت. فال گوش نشيني زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت ميكنند و از خانه بيرون ميروند و در سر گذر يا سر چهارسو ميايستند و گوش به صحبت رهگذران ميسپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت كردن رهگذران تفال ميزنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند،حاجت و آرزوي خود را برآورده ميپندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست. قاشق زني زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برميدارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه ميافتند و در برابر هفت خانه ميايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه ميزنند. صاحب خانه كه ميداند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان ميگذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مياندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود ميروند. آش چهارشنبه سوري خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر ميكردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» ميپختند و آن را اندكي به بيمار ميخوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش ميكردند. تقسيم آجيل چهارشنبه سوري زناني كه نذر و نيازي ميكردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله ميخريدند و پاك ميكردند و ميان خويش و آشنا پخش ميكردند و ميخوردند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل ميكردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است. گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روي آن و گفتن عبارت "زردي من از تو، سرخي تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوري است. هر چند که در سالهاي اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازي و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم ديگري مانند توپ مرواريد، فال گوش، آش نذري پختن، آب پاشي، بخت گشائي دختران، دفع چشم زخمها، فال گزفتن هم در اين شب جزو مراسمات جالب و جذاب است. تحريف آيين چهارشنبه سوري يافته هاي پژوهشي نشان ميدهد كه تماميآيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا ميداشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است، با منش، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، اميد به زندگي، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود. رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نظير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نميشود. بهتر است بگوييم، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف ميگيرند، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند. به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلباش چی میشه
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن! الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من استاد شهریار به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلبش چی میشه!!
ضرب المثل های به روز و مدرن شده اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند: * - بیف استراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته! * - موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست! * - آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم! * - آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!! * - پرادو سواری دولا دولا نمیشه! * - نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد * - “کافی میت” نخورده و دهن سوخته! * - اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن! * - گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی! * - پاتو از پارکتت درازتر نکن! * - هری پاتر آخرش خوشه! * - قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم! * - گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل * - ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم! * - ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید * - ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه! * - بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد! * - یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom ) * - سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!! * - آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!
من نسکافه نميخورم! نسکافه داغ است داغتر از آن تکه سربي که نشست توي سينهي محمد وقتي نشسته بود در آغوش پدرش
من نسکافه نميخورم! نسکافه تلخ است تلختر از آن روزي که پدر زينب را گرفتند و کشانکشان انداختند توي آن ماشين آهني که حتي پنجره هم نداشت
من نسکافه نميخورم! نسکافه سياه است سياهتر از آن شبي که هانيه و مادربزرگش را از خانه بيرون انداختند و يک غول آهني روي سقف خانهشان راه رفت
من نسکافه نميخورم! من افتخار ميکنم که نسکافه نميخورم بگذار همان چهار جوان اسراييلي بنشينند زير سايهي درخت پرتقال خانهي احمد و نسکافه بخورند و بخندند به ريش همهي شيوخ عرب
من نسکافه نميخورم! من نسکافه نميخرم! من حتي يک ريال نميدهم که بشود آن تکه سرب که بشود يک قطره بنزين براي آن ماشين آهني که بشود بند پوتين آن سرباز اسراييلي
من نسکافه نميخورم! و نسکافه فقط همان يک فنجان قهوه نيست همان پيراهني است که تو پوشيدهاي و من پوشيدهام همان گوشي موبايلي است که تو خريدي و براي خريدنش سيصد و پنجاههزار تومان بدهکار شدي
من نسکافه نميخورم!
tozihate bishtar dar linke zir تحریم اقتصادی رژیم اشغالگر قدس و حامیانش: http://muslimstudent.blogfa.com/
بنام خدا
**بسم الله الرحمن الرحیم** سلام... یه مدت بود وقت نمی کردم آپ کنم یه روز که شروع کردم به خوندن این کتاب یکدفعه تصمیم گرفتم که این رو تو وبلاگ بنویسم در طی چندین آپ که هم خودم و هم شما عزیزان از این جملات گرانبها و ارزشمند بهره ببرید... کتاب سبز زندگی (گزیده ای از جملات حضرت علی (ع) از کتاب نهج البلاغه)* به کوشش محمود معین مهر* خطبه ۱۸۷- ای مردم سخنان مرا بشنوید، و به خوبی حفظ کنید، گوش دل خود را باز کنید تا خطبه های مرا بفهمید. خطبه 2- آن کس را که خداوند بی نیاز گرداند نیازمند نگردد ... عصر جاهلیت: دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامی است عترت پیامبر اساس دین است عقب مانده و جلو رفته باید به آنها بپیوندند. خطبه 16- چپ و راست گمراهی جاده مستقیم الهی است؟ ... در نادانی انسان همین بس قدر خویش نشناسد آن چه بر اساس تقوی پایه گذاری شود نابود نگردد جز پروردگارتان دیگری را ستایش نکنید و جز خویشتن خویش دیگری را سرزنش ننمایید. خطبه 17- بدترین مردم کسی که خدا او را به حال خود گذاشته و کسی که مجهولاتی به هم بافته، و در میان انسانهای نادان امت او را عالم نامیدند و جایگاهی پیدا کرده است. خطبه 23- ... ای مردم، انسنان هر قدر ثروتمند باشد، باز از خویشاوندان خود بی نیاز نیست که از او با زبان و دست دفاع کنند. آگاه باشید، مبادا از بستگان تهیدست خود رو بگردانید.
خوشا!!! به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلباش چی میشه
پروردگارا به من حكمت ارزاني دار نيرويم بخش تا بتوانم بار شاديها و غمها را تحمل كنم. نيرويي به من ده تا قدرت و توان خود را از روي كمال عشق و نهايت محبت تسليم خواسته ها و رضاي تو كنم. خدايا عقلم را به گونه اي بر دلم غالب كن كه آسمان را بر زمين! خدايا مرا به غير خودت محتاج منما كه طاقتم را چنين چيزي برون است! خدايا به داده هايت و به گرفته هايت شكر زيرا در داده هايت نعمت درنداده هايت حكمت ودرگرفته هايت مصلحت و امتحان است. ![]() به وبلاگمون سر بزنی همیشه *** نظر بدی به مطلباش چی میشه!!
*حالا که تولد در به در از اون طرف بود منم چندتا اهنگ تولد می ذارم*
آهنگهای شاد تولد در به در ها![]() كيفيت Mp3 128 |سرور1 - مستقيم| شهرام معصومیان - تولد انوشیروان روحانی محمد نوری - تولد ایشان - تولد اندی - تولد داود بهبودی - تولد جلال همتی- تولد گروه کودکان - تولد عهدیه - تولد رضایا - تولدت مبارک آریس - تولدت مبارک ارژنگ - تولدت مبارک مهدی کهنسال - تولد |سرور۲- غیر مستقيم| شهرام معصومیان - تولد انوشیروان روحانی محمد نوری - تولد ایشان - تولد اندی - تولد داود بهبودی - تولد جلال همتی- تولد گروه کودکان - تولد عهدیه - تولد رضایا - تولدت مبارک آریس - تولدت مبارک ارژنگ - تولدت مبارک مهدی کهنسال - تولد به وبلاگمون سر بزنی همیشه*** نظر بدی به مطلباش چه میشه!!
به نام حق سلام ... بعد از ۱۲ روز تعطیلی دانشگاهم شروع میشه ... وای امون از دست استادا خوب دیگه من باید برم یه کاری انجام بدم یعنی در واقع باید در به در بشم دیگه.... خوب و شاد باشید راستی خیلی دعام کنید
اوایل شب بود. دلشوره عجیبی تمام بدنم را فرا گرفته بود. بعد ازاینكه راه افتادیم به اصرار مادرم یك سبد گل خریدیم. خدا خیر كسانی را بدهد كه باعث و بانی این رسم و رسومهای آبكی شدند. آن زمانها صحرای خدا بود و تا دلت هم بخواهدگل! چند شاخه گل می كندن و كارشان راه می افتاد، ولی توی این دوره و زمونه حتی گل خریدن هم برای خودش مكافاتی دارد كه نگو نپرس!!! قبل از اینكه وارد گلفروشی بشوی مثل
به وبلاگمون سر بزنی همیشه*** نظر بدی به مطلباش چه میشه!! |
|